مشركان قريش از عمار ياسر كه پدر و مادرش را با شكنجه پيش رويش كشته بودند، ميخواستند براي رهايي يكي از سه امر زير را انجام دهد:
1 – ناسزا گفتن به پيامبر خدا (ص)
2 – بيزاري جستن از دين اسلام
3 – برگشت به پرستش بتان
عمار ياسر صحابي جليلالقدر پيامبر خدا و پرچمدار اميرالمومنين علي عليهالسلام به پيامبر(ص) عرضه داشت:
ابوجهل رئيس مشركان از من دست برنداشت تا مجبور شدم بر اثر فشار شكنجه از بتان به نيكي ياد كنم و از تو پيامبر خدا (ص) به بدي نام ببرم!
پيامبر(ص) فرمود: دلت در چه حالي است؟
عمار گفت: دلم پر از ايمان و اطمينان است.
پيامبر (ص) فرمود: اگر دوباره تو را به اين كار دعوت كردند، همان كار را انجام بده! سپس آيهاي در وصف عمار نازل شد: اگر كسي به خدا ايمان آورده از روي اجبار كفر ورزد ولي دلش به ايمان مطمئن باشد، [جاي نگراني نيست.]
*استاد دانشگاه تربيت مدرس
صادق آيينهوند*
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 21:21  توسط فرزاد صدری
|