|
اين يك بازي خيريه بود كه در يك روز عزيز برگزار ميشد. ايدهاي جذاب كه برف ناگهاني تهران خرابش كرد. نه، اين جماعت حقير نشسته روي سكو خرابش كردند
چراغ اول را دوستان استقلالي روشن كردند. درست در لحظهاي كه نيكبخت واحدي، از فضاي تونل ورزشگاه پا به روشنايي گزنده زمين گذاشت. جايي كه بساط فقيرانه 8-7 هزار نفري با توهينهاي ناموسي گرم ميشد. ناگهان يك نفر شروع كرد:«نيكبخت، ...!» ضربه سختي بود. اولش سعي كرد خودش را به نشنيدن بزند، اما حنجره آنها، قلب را ميلرزاند... اين يك بازي خيريه بود كه در يك روز عزيز برگزار ميشد. مسابقهاي ميان تيمي متشكل از آبيها و قرمزها و تيم ديگري كه عنوانش منتخب ليگ بود. ايدهاي جذاب كه برف ناگهاني تهران خرابش كرد. نه، اين جماعت حقير نشسته روي سكو خرابش كردند. آنها كه ديگر به هيچچيز رحم نميكنند. نه بهعنوان مسابقه، نه به عيد غدير و نه به اتحاد نصفهو نيمهاي كه قرار بود با نيت خير شكل بگيرد. لحظهاي كه اميرقلعهنويي و افشين پيرواني بهسمت سكوها ميرفتند، هيچكس انتظار نداشت، بشنود: «افشين يادت باشه، ژنرال سرورته!» اما، قيافه وارفته پيرواني و چشم و ابروهاي اميرقلعهنويي و دستي كه براي جمع تكان ميداد تا ساكتشان كند، عين حقيقت بود. تماشاچيها، تيفوسيهايي بودند كه به قصد برنده شدن پرايد به ورزشگاه آمدهبودند و ميخواستند با كركري كمي خوش بگذرانند. وندالهايي كه با شكستن شيشه ساختمانها، لذت واقعي را تجربه ميكنند. عجيب بود. سياوش اكبرپور، پاس عرضي نيكبخت را به ابراهيم توره داد تا دروازه منتخب ليگ فرو بريزد، اما تماشاچيها به جاي تشويق، از بازيكنان آبي انتقاد ميكردند. چرا باعث شدي «قرمز» گل بزند؟ تعجب نكرديم وقتي شنيديم زير لب به سياوش هم فحش ميدهند. وقتي ابراهيم توره و فرانك آتسو روي سكوها نشستند تا نيمه دوم را تماشا كنند، صدايي به گوش رسيد:« كاكا سياه، ضايع شد!» البته مردم ايران نژادپرست نيستند،اما در بقيه جاهاي دنيا اگر اين شعار حتي از زبان كسي بيرون ميآمد كه زندگياش را صرف مبارزه با نژادپرستي كرده، حالا بايد خودش را براي دادگاه رفتن آماده ميكرد يا ... اگر طرفداري ميگفت:« كاكا سياه»، جريمه تيمي و محروميت از ميزباني روي شاخش بود. زماني بود كه اعتراض به داوري با شعار مشهور شير سماور، صورتها را قرمز ميكرد اما حالا شير سماور، ميتواند يك بسته پيشنهادي به طرفداران براي سكوت بهنظر بيايد. شعاري كه پيش شعارهاي عصر چهارشنبه ميتواند نماد اخلاقگرايي محسوب شود. نيت هر چه بود مهم نيست. «كاكا سياه» يك عبارت صددرصد نژاد پرستانه است كه با سرخاب، سفيدابهاي مرسوم نميتوان توجيهشان كرد. متاسفم ولي حالا به وضوح بيلياقتي جماعتي را كه آمدند تا مثلا مسابقه خيريه ببينند ثابت شده است. براي چه ليلي به لالايشان بگذاريم. لقب بهترين تماشاگران دنيا فقط يك لقب بادكنكي بود كه از روز اول به خيك آنها بستيم و گذاشتيم فحش ناموسي بدهند و باز هم بهترين باشند. اينها مثلا حرفهايترين تماشاگران ايران بودند كه در روز تعطيل براي تماشاي مسابقهاي غير رسمي آمدند ورزشگاه، شدند ويترين بقيه. اما اين ويترين همهچيز را به لجن كشيد. حالا تمام آن نوشتهها براي حمايت از حقوقشان را توي سطل آشغال ميريزيم و ميگوييم كاش ديوار همين مستراح نيمبند هم خراب شود تا به خودشان بپيچند و ...! متاسفيم. گند زديد، مثلا بهترين تماشاگران دنيا! بدجوري گند زديد!
+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 9:14  توسط فرزاد صدری
|
مدير ادارهي ميراث فرهنگي و گردشگري شهرستان بهبهان گفت: نيروي انساني براي حفاظت از آثار باستاني اين شهرستان به تعداد كافي وجود ندارد و مجوز استخدام نيز داده نميشود. يدالله نقيزاده با بيان اينكه حفاظت از بناهاي تاريخي بهبهان بهصورت 24 ساعته بهوسيلهي يگان حفاظت انجام ميشود، در گفتوگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان، اظهار كرد: نيروهاي يگان حفاظت اين مسؤوليت را بهوسيلهي امكانات شخصي انجام ميدهند. او در ادامه از مسؤولان ذيربط خواست تا در اينباره همكاري بيشتري داشته باشند. وي همچنين بيان كرد: پژوهش در محوطهي باستاني ارجان هنوز بدون مسؤول است و كسي بهعنوان سرپرست معرفي نشده است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 9:57  توسط فرزاد صدری
|
در طول مدتی که محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری ایران را بر عهده گرفته بسیاری از آزادی های نسبی دانشجویان کاهش یافته و فعالیتهای مدنی و بویژه سیاسی آنها نیز کاهش یافته است. 16 آذر سالروز شهادت سه شهید اهورایی دانشگاه تهران (قندچی – بزرگ نیا – شریعت رضوی) که به عنوان روز دانشجو نامگذاری شده شاید تنها روزنه امید دانشجویان در تمام این سالها برای انعکاس صدایشان باشد.اما متاسفانه در تمام سال هایی که احمدی نژاد رییس جمهور ایران بوده تیم مدیریتی او چه در داخل و چه در خارج از دانشگاه اجازه برگزاری کم تر نشستی را به دانشجویان در شهرستانها داده است. اگر از برگزاری مراسم محدود سال 84 در شیراز یعنی اولین سالی که احمدی نژاد قدرت را در دست گرفته بود بگذریم نه دکتر صادقی و نه دکتر ایمانیه روسای دانشگاههای شیراز و علوم پزشکی مجوزی را برای برگزاری مراسم روز دانشجو صادر نکرده اند. شاید وقتی دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) در سال 85 اعلام کرد وضعیت فعلی دانشگاهها چیزی جز «انسداد فضای سیاسی در دانشگاهها» نیست کمتر کسی از اصولگرایان به این اعتراض توجه کرد. اما هر چه از دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد گذشت اصولگرایان بیشتری به بیانیه تحکیم ایمان آوردند.اگر چه در تمام این سال ها برخی از تشکل های دانشجویی نزدیک به دولت مجوز برگزاری تجمع داده شده است، اما ماهیت این تجمع ها هم صدایی با دولت اصولگرای احمدی نژاد و مخالفت با اعتراض به حق دانشجویان بوده است! در 16 آذرماه امسال نیز نه استانداری فارس و نه فرمانداری شیراز اجازه هیچ گونه تجمعی را به دانشجویان منتقد نداده اند، چه اینکه وقتی سال گذشته دانشجویان در تجمعی اعتراض آمیز خواستار برکناری رییس دانشگاه شیراز شدند، دکتر صادقی در پاسخ به اعتراض دانشجویان برای محدودیت رفت و آمد در خوابگاهها در جمله ای عجیب اعلام کرد: پنج قبضه سلاح کمری در خوابگاهها کشف شده است! ادعایی که هیچ گاه نه نیروی انتظامی و نه قوه قضاییه آن را تایید نکرده اند. دکتر صادقی هم چنین وقتی با اعتراض دانشجویان برای جداسازی سرویس های دانشجویان دختر و پسر مواجه شد آن را به بحث امنیت ربط داد!با وجود اینکه رییس دانشگاه شیراز بارها و بارها در لفظ اعلام کرده «دانشگاه باید محیط تضارب آرا باشد» اما هیچ گاه به تکثر صدای دانشجویان روی خوش نشان نداد چه اینکه وقتی دانشجویان انجمن اسلامی خواستار برگزاری تجمع قانونی به مناسبتهای مختلف می شدند اعلام می کرد«ما به تضارب آرا موافقیم اما به دور از فرقه گرایی سیاسی» ! در باور این مدیر تندروی اصولگرای دولت نهم فقط وقتی «بسیج دانشجویی» یا «جامعه اسلامی دانشجویان» و دیگر تشکل های دانشجویی موافق دولت تقاضای تجمع کنند باید به آنها مجوز داد چرا که صدای آنان صدای «عدالت خواه دولت نهم است»! چرا که صدای تشکل های موافق دولت حتما احترام به تضارب آرا است !! شاید وقتی 3 آذر اهورایی دانشگاه تهران توسط دژخیمان شاهنشاهی به درجه رفیع شهادت نایل شدند تا به یاد و نام آنها روزی به نام دانشجو در تقویم تاریخ این سرزمین ثبت شود، کمتر کسی فکر می کرد روزی صدای دانشجویان مخالف در نظام مقدس جمهوری اسلامی خفه شود ! براستی آیا آن عزیزان خون خود را نریختند که فریاد بزنند آزادی یعنی آزادی مخالف ؟ یک بار دیگر پرونده دولت نهم را برخورد با دانشگاهیان مرور می کنیم؛ تنها تا مهر ماه سال گذشته (86) 550 نفر از فعالان دانشجویی راهی کمیته های انضباطی شدند، 43 نهاد دانشجویی تعطیل و بیش از 130 نشریه دانشجویی توقیف و همچنین 70 تن از اعضای دفتر تحکیم دولت دستگیر شدند، چرا ؟ فقط وفقط به این دلیل که منتقد سیاست های مدیران اصولگرای دولت نهم در دانشگاههای خود بودند. آیا واقعا پیش از این جمهوری اسلامی شاهد آماری از این دست در دانشگاهها بوده است ؟ و سوال آخر را از رییس جمهور محترم می پرسیم: آیا وقتی که مدیران شما در دانشگاههای کشور از دادن کوچکترین مجوز تجمعات دانشجویی حتا در روز دانشجو خودداری می کنند، باز هم اگر در دانشگاه کلمبیا و یا هر دانشگاه دیگر سخنرانی داشتید اعلام خواهید کرد: «آزادی بیان در ایران بی نظیر است» ؟!
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 20:17  توسط فرزاد صدری
|
گزارش من از پایان مرمت آرامگاه کوروش/مرا از اینکه دیگر از هیچ گونه بدی رنج نخواهم برد، شادباش بگویید
اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید » این جمله، واپسین پندی است که کوروش،شاه بزرگ هخامنشی به فرزندان خود می دهد.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 7:29  توسط فرزاد صدری
|
خاطرم می آید وقتی نوجوانی بیش نبودم،مرحوم پدرم همیشه با افتخار می گفت:بانک های بهبهان به لحاظ ذخیره پولی مقام دوم کشور را دارند و بعد ادامه می داد:البته مقام اول را داریم،اما به هر حال نمی شود اعلام کرد شهری کوچک چون بهبهان ذخیره پولش از تهران بیشتر است! نمی دانم منبع دقیق خبر پدر کجا بود،اما 2 مسئله را خوب می دانستم،یکی اینکه تردید نداشتم مردم بهبهان بسیار دوست دارند پول خود را بدون اینکه برنامه خاصی برای آن داشته باشند در بانک نگه داری کنند و دیگر آنکه به هر حال پدر به گفته های دوستان نزدیک خود اعتماد می کرد،بدون آنکه صحت گفته های آنان را تعقیب کند.مگر می شود در تهرانی که تجار و بازرگانان و حتا سرمایه گذاران داخلی و خارجی فراوانی وجود دارد، ذخیره پولش (هرچقدر هم در پروژها ی مختلف هزینه شود)کمتر از بهبهانی باشد که شاید به اندازه یکی از مناطق تهران هم نباشد؟! به هر حال هرچه بود در صحبت های پدر حقیقتی نهفته بود که هنوز هم از بزرگترین معضلات و موانع توسعه در بهبهان است. در اینکه بهبهان جزو شهرهای متمول خوزستان است هیچ تردیدی نداریم،اما اینکه از سرمایه های خود چگونه و درچه جهتی استفاده می کنند در شک و تردید قرار داریم. پول دار های بهبهانی زمانی بزرگترین هنرشان ساخت خانه های مسکونی با سنگ سفید بود تا جایی که در گرمای 50 درجه خوزستان حتا نمای داخل اتاق را نیز سنگ می کردند!بعد ها هم که پیشرفت کردند کارخانجات روغن نباتی و یا ماکارونی و نظایر آن زدند،برخی هم مرغداری و دامداری،که البته خود صد گام به جلو بود و اشتغال بسیاری از جوانان این مرز و بوم را باعث شد.روی سخن من البته با میلیاردرهایی چون خاندان بهبهانی ها است کسانی که بانی حرکت های خیر خواهانه زیادی در بهبهان شدند و به هر حال با ایجاد مراکز درمانی و آموزشی گام های بسیار موثری در جهت توسعه شهر و پاک کردن غبار محرومیت از آن برداشتند،اما آیا این خیرین عزیز که خداوند همیشه و در همه حال آنها را سلامتی و اجر و صد البته رزق و روزی دهد،تا چه اندازه با یک نگاه کلان نگر به شهر خود نگریسته اند؟آنها که اروپا و ینگه دنیا را دیده اند با خود چه طرح و نگاه تازه ای برای شهرمان به ارمغان آوردند؟آیا همین که مسجد ومدرسه ای زدند و یا مراکز درمانی احداث کردند کافی است؟این ها اگر چه لازم است اما کافی نیست.آیا مثلاًنمی توانستند یک شهرک توریستی که در آن شاهد یک دیسنی لند،پارک پرندگان،موزه مردم شناسی،رستوران گردان،دریاچه های مصنوعی و حتا صنایع دستی و شبیه سازی مناطق مهم تاریخی ایران نظیر تخت جمشید باشیم،احداث کننند؟آیا این شهرک علاوه بر ایجاد اشتغال برای جوانان این مرز و بوم نگاه جهانیان را به بهبهان معطوف نمی کرد؟آیا نمی شد شاهد رونق گردشگری در بهبهان به بهانه این شهرک بود؟ شیرازی ها یک سرمایه دار به نام حسین ثابت دارند که البته رفتار خوبی با او نداشتند و اوبه ناچار به جزیره کیش رفت تا در آنجا سرمایه گذاری کند.ثابت در کیش هتلی به نام داریوش زد که وقتی 2 سال پیش مهمان وی در آنجا بودم،متوجه شدم که فقط ورودی هتل 5 هزار تومان است!یعنی اگر شما فقط بخواهید بروید هتل را تماشا کنید 5 هزار تومان از شما دریافت می کنند.و باور کنید پشیمان نخواهید شد که این پول را می پردازید،از بس که این هتل زیباست.و بعد نوبت پارک دلفین ها می رسید که برای آن هم باید 25 هزار تومان ناقابل پرداخت می کردید تا شاهد نقاشی کردن دلفین ها و دیگر هنر نمایی آن ها باشید،نمی دانید چه لذتی داشت وقتی یکی از آن دلفین ها از آن سوی آب ها آمد و شاخه گلی رز به من وهمسرم که در این سوی آب بودیم هدیه کرد! بله این سرمایه دار شیرازی با کار خود پای گردشگران داخلی و خارجی را به کیش باز کرده و به رونق اقتصادی منطقه افزوده است. دوست عزیز من اشکان(برادران ارجانف)در انتقاد از برخی سئوالاتم از شهردار نوشته بود:مگر بهبهان کلان شهر است که انتظاراتی اینچنین از شهردارش دارم؟من سئوال می کنم شهر کوچک کن در فرانسه مگر پایتخت آنجاست که جشنواره فیلمش تا این اندازه معروف است؟آیا کن یک کلان شهر است؟امروز جایزه فیلم کن بعد از اسکار معروفترین جایزه سینمایی است،چرا برای بهبهان آرزوهای بلند پروازانه نداشته باشیم؟سرمایه دار که داریم،شهرمان هم که باستانی است،قشر تحصیلکرده هم که تا دلتان بخواهد،پس مشکل کجاست؟براستی برای کسی چون بهبهانی که می گویند سهام دار کارخانجات ساعت سوئیس است و دنیا را دیده،انجام پروژه هایی از قبیل آنچه که ذکر شد دور از دسترس است؟شما کافی است یک دیسنی لند شبیه آنچه در برخی کشورهای جنوب شرق آسیاست در بهبهان بزنید،آیا قطب گردشگری جنوب کشور نخواهیم شد؟یادمان باشد شهری باستانی هم هستیم.نمی دانم در تمام این سال ها از سرمایه گذاران خود چه خواسته ایم؟صرف راه اندازی یک بیمارستان و مدرسه واقعاً ما را قانع می کند؟چرا نباید به دنبال شهرک های سینمایی با قابلیت نمایش فیلم های 3 بعدی باشیم؟رستوران های چند منظوره چطور؟برگزاری فستیوال های مهم هنری چه؟ و اما سخنی با بهبهان آنلاین:دوست عزیز من بعید می دانم نسل جدید همشهریانم خسیس باشند،این را از پارتی های شبانه و ایجاد مراکز لوکس خرید در بهبهان می شود حدس زد،شاید به جای طرح این سئوال بهتر بود می گفتیم:چگونه از سرمایه خود درست استفاده کنیم؟ شما در مطلبی که برای پست خود گذاشته اید اصرار دارید که مخاطب به خسیس بودن بهبهانی ها رای دهد،حتا اگر خسیس باشیم باید به گونه ای بنویسیم که دست از این عادت زشت برداریم. در پایان و به نظر شما آیا نمی توان در اتاقی به نام "فکر" بررسی کنیم که سرمایه داران شهرمان پول خود را چگونه هزینه کنند؟ ساخت مدرسه و مسجد باید در دل طرح های بزرگتر جای بگیرد شما چگونه فکر می کنید؟
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 23:22  توسط فرزاد صدری
|
|